این رها کن، عشق‌هایِ صورتی
عشق بر سیرت، نه بر رویِ ستی

آنچه معشوق است، صورت نیست آن
خواه عشقِ این جهان، خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته‌ای
چون برون شد جان، چرایش هشته‌ای؟

صورتش برجاست، این سیری ز چیست؟
عاشقا، واجو که معشوقِ تو کیست؟