این‌جهان‌باغ‌است‌ولیکن‌باغبانش‌مادراست


قبل بابا و برادر خواهر و دیگر کسان


هرکس‌اندراین‌دیارغربت و پر رنج و غم


دایه باشد مُرضِعه اندر زمین از بهر ما


خانواده هم اگر تشبیه باشد با طلا


گر یکایک فرد منزل مثل گردد با مَلَک


آب تضمین می نماید زندگی هر بشر


چون دعا از بهر تکمیل نماز یومیه


طفل‌بر‌خیزدزخواب واشک ریزد ساعتی


گر بلایی بر سر فرزند آید یک زمان

 

طفل نوپای حزین بین رهنمایش مادر است


کودک نورسته بین ذکر لبانش مادر است


هم سلام‌و هم کلام و هم وداعش مادر است


این لَبَن بفروش بیچاره کجایش مادر است


باب‌واِبن‌ودُخت،ملکول‌و جلایش مادر است


 بین این جمله ملایک دلربایش مادر است


 بهرکودک تکیه گاه و نان و آبش مادر است


دیگر اعضا نمازاند و دعایش مادر است


علّت این ضجّه ها و گریه هایش مادر است


 دل حزین،اندوهناک و داغدارش مادر است

 

 

سروده مهدی پرده نشین (متخلص به مهیار)