گوشزد :

عمری است در ظلمات خیال، دنبال نوری هستیم که هادی ما گردد، نور عیان است ولی ما درکش نمی‌کنیم، به هر طریقی سعی می‌کنیم او را نبینیم، این‌گونه پیش می‌رویم، غرق در گمراهی می‌شویم و به آتش دوزخ سزاوارتر. آیا وقتش نرسیده تا شاخه‌های گمراهی را در وجود خود بخشکانیم، بر ساقة دروغ و ریا تبر زده، کمرش بشکنیم و ریشة فسق و معصیت را با تیشة تقوا ریز ریز کنیم.

امر خداوند پشت سر افتاده، غیبت و دروغ نقل محافل و مهمانی‌هاست، غیرت و شرم و حیا از مردان و زنان گریخته، حجاب و عفّت کیمیا گشته، شرع و کتاب بر زمین افتاده، پا می‌خورد و همه در ظاهر مخلص و در باطن منافق شده‌ایم.

پس شرط عقل است تا در راه بهبود این وضعیت گام برداریم. راه بهبود این وضعیت آن است که پس از استغفار به درگاه احدّیت، از او بخواهیم تا سامان دهندة جهان را از بند غیبت‌ رها سازد، اگر او آزاد گردد، همة ما را از بند نفس و هواهای نفسانی آزاد می‌کند و بهشت را در زمین مهیّا می‌کند.

طناب ندامت را بر گردن بیندازیم و در حال سجده که نزدیک‌ترین حالت به پروردگاراست، با ناله و ضجّه بگوییم: یا رَبَّ الحُسَین بَحَقِّ الحُسَین، إشْفَ صَدرِ الحُسَینِ بِظُهورِ الحُجَّةْ.- بخشی از کتاب راه سعادت و مسیر شقاوت / نوشته خودم .